
زن و شوهر جوانى كه تازه ازدواج كرده بودند، براى تبرّك و گرفتن نصيحت از پيرى دانا نزد او رفتند.
پيرمرد دانا به حرمت آن زوج جوان از جا برخاست و آنها را كنار خود نشاند... او از مرد جوان پرسيد: چقدر همسرت را دوست دارى؟
مرد جوان لبخندى زد و گفت: تا سرحد مرگ او را دوست دارم و تا ابد هم چنين خواهم بود.
و از همسرش نيز پرسيد: شما چطور؟ به شوهرت تا چه اندازه علاقه دارى؟
... زن، شرمناك تبسمى كرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از اين احساسم نسبت به او كاسته نخواهد شد.
پير عاقل تبسمى كرد و گفت: بدانيد كه در طول زندگىتان لحظاتى رخ مىدهد كه از يكديگر تا سرحد مرگ متنفر خواهيد شد و اصلا هيچ نشانهاى از علاقه الانتان در دل خود پيدا نخواهيد كرد و حتى حاضر نخواهيد بود كه يك لحظه چهره همديگر را ببينيد! در آن لحظات سخت، عجله نكنيد و بگذاريد ابرهاى ناپايدار نفرت از آسمان عشق شما پراكنده شود و دوباره خورشيد محبت بر كانون گرمتان پرتو افكنى كند.
در آن ايام، اصلا به فكر جدايى نيفتيد و بدانيد كه «تا سرحد مرگ متنفر بودن» تاوانى است كه براى «تا سرحد مرگ دوست داشتن» مىپردازيد.
سعى كنيد در زندگىتان هميشه تعادل را حفظ كنيد و تا لحظه مرگ، لحظهاى از هم جدا نشويد...
حفظ تعادل و پيوستگى در سير تكامل زندگى، شرط عقل است.
آنت فونچلو
اندیشکده - سبک زندگی...
ما را در سایت اندیشکده - سبک زندگی دنبال میکنید
برچسب: تعادل در زندگی,تعادل در زندگی چیست,تعادل در زندگي,راز تعادل در زندگی,نقش تعادل در زندگی,ایجاد تعادل در زندگی,داشتن تعادل در زندگی,تعادل زندگی و کار,تعادل زندگی کاری, نویسنده: بازدید: 221